کاریکاتور
چهارشنبه‌سوری یا میدان جنگ!
کارتون/ صفرهای قانونی!!!
توطئه تجزیه سوریه
 ورود کالای قاچاق از مبادی رسمی
آخرین اخبار

۱۷ تیر ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۶

داستان هوشی اُعجوبه و ماهواره آمریکا / طنز

بچه‌ها توی فکر بودند که بالاخره بابای «هوشی» از اف‌بی‌آی ترسیده یا از بمب اتم یا از هر دو که یهویی آقای معلم وارد کلاس شد، مبصر گفت: بر پا! ولی کسی دل و دماغ برپاخاستن نداشت.

به گزارش ندای چناران، کلاس پنجم ابتدایی یک هوشنگ توی کلاس‌مان داشتیم که خیلی حرف‌های گنده گنده و عجیب می‌زد. باور و قبول حرف‌های هوشنگ خیلی سخت بود برای همین هوشنگ به «هوشی اُعجوبه» لقب گرفت.
یک روز صبح شنبه قبل از اینکه آقای معلم سر کلاس حاضر شود، «هوشی اُعجوبه» وسط کلاس معرکه ‌گرفت و ‌گفت: جمعه صبح توی کوچه فوتبال بازی می‌کردیم، سه تا گل عقب بودیم، اعصابم خُرد شد، یک شوت زیر توپ کشیدم، توپ همین‌جور توی آسمان بالا رفت تا اینکه دیگر ناپدید شد. از صبح تا دم غروب توی کوچه نشستیم که توپ از آسمان برگردد ولی برنگشت!
بچه‌ها با چشم‌های از حدقه درآمده به «هوشی اُعجوبه» نگاه کردند. از روی ساعت بیست دقیقه دهان‌شان از تعجب باز مانده‌بود. «هوشی» ادامه‌ نداد تا اینکه بچه‌ها التماسش کردند: خب! بعد چی شد؟!
هوشی گفت: هیچی دیگه، من به خانه رفتم، شام خوردم و خوابیدم. نصف شب بابام آمد با یک اردنگی از خواب بیدارم کرد. داد و بیداد راه انداخت که آبرویم را بردی! هر چی ننه‌م می‌گفت: چی شده مرد؟! این بچه مگر چی‌کار کرده؟! نزنش!
بابام گوش نکرد، یک کتک سیر خوردم. بابام بنده خدا خسته شد، ننه‌م گل‌گاوزبون دم کرد و دو تا لیوان پر به بابام داد. بعد ننه‌م گفت: مرد چی شد که اینجوری به هم ریختی؟! بابام که مستاصل شده‌بود، یک پس‌گردنی حواله‌ام کرد و گفت: از دست این بچه!
باز «هوشی اُعجوبه» ساکت شد. بچه‌ها هیجان‌زده پرسیدند: خب بعد چی شد؟! «هوشی» ادامه داد: بالاخره بابام زبان باز کرد و گفت: نیم ساعت پیش، نصف شبی، دو نفر آقا آمدند دم در خانه و گفتند که ما از اف‌بی‌آی آمده‌ایم! این بچه شما توپش رو شوت کرده و به ماهواره ایالات‌متحده‌آمریکا که در مدار زمین در حال چرخش بوده، تصادف کرده، اکنون ماهواره از مسیر خودش منحرف شده و ناسا در جستجوی ماهواره چند میلیون دلاری‌اش در فضاست! پرزیدنت اول فکر کرده‌اند که این خرابکاری کار روس‌ها بوده، می‌خواستند دستور حمله اتمی به شوروی را صادر کنند که ما متوجه شدیم کار «هوشی» شماست! جلوی این بچه‌تان را بگیرید که «مشکلات بین‌المللی» برای ما و شما درست نکند! حالا «هزینه‌های مالی» فراوان که صرف ساخت ماهواره شده فدای سر «هوشی» شما و پرزیدنت‌ما! (این را خود بابام از قول ماموران اف‌بی‌آی گفت!)
بچه‌ها عاجزانه از «هوشی اُعجوبه» درخواست کردند که جان مادرت بیا یک شوت دیگه بزن، ما هم می‌خواهیم ببینیم ولی «هوشی» گفت: نه! به ننه‌م قول دادم که دیگه این جوری شوت نکنم! بابام دیشب ازم پرسید: خب بچه‌جان! اگر آمریکا واسه خاطر یک ماهواره پیزورتی، یک بمب اتم ول کنه، تو راحت میشی؟! بی‌وجدان!
بچه‌ها توی فکر بودند که بالاخره بابای «هوشی» از اف‌بی‌آی ترسیده یا از بمب اتم یا از هر دو که یهویی آقای معلم وارد کلاس شد، مبصر گفت: بر پا! ولی کسی دل و دماغ برپاخاستن نداشت. بچه‌ها فقط نیم‌خیز شدند!
حالا ما نمی‌دانیم رئیس سازمان فضایی کشور چه جوری از داستان «هوشی اُعجوبه» مطلع شده و از آن درس عبرت گرفته که گفته‌است: «پرتاب ماهواره مصباح، هزینه‌های زیادی دارد و مشکلات بین‌المللی برای آن بوجود آمده لذا از ماهواره در موزه نگهداری خواهد‌شد.»

محمدرضا فتحی نجفی

انتهای پیام/

برچسب‌ها,

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغات