داستان دونالد میرزا ترامپ و گاوش! / طنز
داستان دونالد میرزا ترامپ و گاوش! / طنز

بن سلمان پسر سلطان چندی پیش که سرمست حضور کدخدا و مجذوب کوشش او برای دوشش آل‌سعود شده‌بود، گنده‌تر از قاب دهانش خزعبلات فرابافته که: «ما جنگ را به داخل ایران می‌بریم.»

 

به گزارش ندای چناران، مزاج میرزا ترامپ با شیر پاستوریزه، استریلیزه و هموژنیزه سازگار نیست. او شیر تازه‌‌ای دوست دارد که از دسترنج تلاش خودش باشد، دونالد میرزا باید خودش بدوشد!
او قبل از اینکه پیروز انتخابات کدخدایی دهکده کوچک جهانی شود، برای اولین و شایدم آخرین بار در تمام مدت عمرش، یک حرف راست و درست بر زبان جاری ساخته و گفته‌بود که آمریکا یک گاو شیرده دارد. میرزا علاقه‌ی وافر خود را به دلار، طلا، شیردوشی از گاوش و یا به کشتارگاه بردن او کتمان نکرده و اظهار داشته‌بود: «آل‌سعود برای ما همچون گاوی شیرده است که هر وقت دیگر نتواند به ما دلار و طلا بدهد، آنگاه دستور ذبح‌اش را صادر می‌کنیم و یا از دیگران می‌خواهیم که اینکار را بکنند یا به آنها در این کار کمک می‌کنیم.»
میرزا کدخدا برای اینکه خیال همه را راحت کرده‌باشد، بدون رودرواسی تاکید کرده‌بود: «این یک واقعیتی‌ست که همه دوستان و دشمنان آمریکا به ویژه خود آل‌سعود از آن آگاه هستند.»
دیروز دونالد میرزا ترامپ به ریاض رفت و بابت گفتن داستان واقعی گاوش از پادشاه سعودی، بالاترین نشان افتخار عربستان یعنی مدال ملک عبدالعزیز را دریافت کرد. او مدال گرفت زیرا تاکنون هیچکس همچون میرزا، رُک و پوست کنده، پرده از چنین واقعیتی برنداشته‌بود!
میرزا قبلاً اشتهای سیری ناپذیر خود را به گوش کاخ‌نشینان ریاض رسانده‌بود: «عربستان باید سه چهارم ثروت خود را به آمریکا بابت حمایت‌های داخلی و خارجی نیروهای نظامی ما از این نظام بپردازد.»
دیروز میرزا ترامپ دشت اول خود را کرد. او بطور علی‌الحساب یک شیر یکصد و ده میلیارد دلاری از میزبانش دوشید و کلی با شمشیر سلطان برای او حرکات موزون انجام داد.
بن سلمان پسر سلطان چندی پیش که سرمست حضور کدخدا و مجذوب کوشش او برای دوشش آل‌سعود شده‌بود، گنده‌تر از قاب دهانش خزعبلات فرابافته که: «ما جنگ را به داخل ایران می‌بریم.»
شاید بزودی صاحب خردی در آن کاخ سلطنتی پیدا شود و به او خاطر نشان سازد که: بچه‌جان! ارباب‌ات تو را همچون گاوی می‌بیند که از آغاز، سزاوار دوشیدن بوده‌ای و در پایان لیاقتی جز کشتارگاه نخواهی‌داشت. پس بی‌خیال ایران باش که بیشه‌ی شیران است و گاوان را به این سرزمین، هیچ راهی نیست!

محمدرضا فتحی نجفی

انتهای پیام/